اولش کجا بودم؟

خرید بک لینک
من چه کار ناتمومی تو سال 95 دارم؟ چیه که نمیذاره حتی دست بزنم به اون همه کتاب و برگه و چیزایی که چندین ماهه کف اتاقم پهن شدن و جمع شدنی هم نیستن. چیه که نمیذاره بادبادک باز رو بعد 4 ماه بذارم تو کتابخونه؟ اصلا بادبادک باز اینجا رو زمین چی کار میکنه؟ + اولش کجا بودم؟...

ما را در سایت اولش کجا بودم؟ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 163 تاريخ: يکشنبه 29 اسفند 1395 ساعت: 4:06

اولش کجا بودم؟...

ما را در سایت اولش کجا بودم؟ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 159 تاريخ: پنجشنبه 26 اسفند 1395 ساعت: 19:54

جدای از همه آن مغازههایی که نشانشان کرده بودم با هم برویم و تمام آن هدیههایی که با تعطیل شدن آن مغازهها داغ خریدنشان برای تو بر دل من ماند. جدای همهی آن هدایایی که برای تو بود و بیبهانه تقدیم خواهرها و خواهرزادهها و دوستان دور و نزدیک شد. این بار خودت را برسان. بگذار برای ساعتی هم که شده با اولش کجا بودم؟...

ما را در سایت اولش کجا بودم؟ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 161 تاريخ: چهارشنبه 25 اسفند 1395 ساعت: 12:11

تو وقتی گرسنهای غذا میخوای. اگه یکی بیاد بهت صدتا رانیتیدین هم بده که بیا بخور این زخم معده رو خوب میکنه و بذار معدهات اذیت نکنه! تو میگی مرتیکه من گشنهام تو داری آلومینیوم ام جی میدی به من؟ قضیه تهش به اینجا میرسه که شاه لخته اما کسی هم نمیتونه حرف بزنه. ادامه مطلب اولش کجا بودم؟...

ما را در سایت اولش کجا بودم؟ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 161 تاريخ: جمعه 20 اسفند 1395 ساعت: 21:43

همیشه عاشق معلمهایی بودم که کل درس جلسه رو روی تخته مینوشتن و میشد با یه نگاه فهمید امروز قراره چی یاد بگیریم. معلمی کار سختیه. چندین و چند سلیقهی مختلف تو یه فضای کوچیک دور هم جمع میشن. استعدادها مختلفه، تواناییها متفاوته و حتی هر دانشآموز برای خودش شیوههای خاصی برای آموزش نیاز داره. خیلی سخته که بتونی برای تمام این افراد یه روش مناسب پیدا کنی که بیشترین بازده رو داشته باشه. امروز وقتی داشتن امتحان میان ترم رو جواب میدادن طرح درس رو کامل رو تخته نوشتم. بچهها این روزها خیلی از دست یادگیری از طریق تدریس فراریاند. حق هم دارند. دیگه کمکم دوران این یادگیریهای جبری باید به سر برسه. هر آدمی باید با روش مناسب خودش آموزش ببینه و نیاز به حضور فیزیکی تو یه محل برای آموزش دیدن باید فقط تو کتابهای تاریخ به یادگار بمونه. اولش کجا بودم؟...

ما را در سایت اولش کجا بودم؟ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 157 تاريخ: جمعه 20 اسفند 1395 ساعت: 21:43

درسخوان بودم ولی رفرنسها نایاب بود سالها مشروطی رشتهی موهایت شدم اولش کجا بودم؟...

ما را در سایت اولش کجا بودم؟ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 162 تاريخ: جمعه 20 اسفند 1395 ساعت: 21:43

آدما کمکم که بزرگ میشن دوباره مثه بچگیهاشون از تاریکی میترسن. از شب میترسن. از تنها موندن میترسن. از ساعت دو به بعد و سکوت ترسناکش میترسن. از اینکه صدای نفس هیچکسی موقع خوابیدن به گوششون نیاد میترسن. بعد تا آخرین لحظههای بیداری دلشون میخواد یکی کنارشون باشه. چنگ میزنن به هر راه ارتباطی که یکی رو کنارشون نگه میداره. به آخرین آیدیهای آنلاین تلگرامشون زل میزنن. میرن سراغ صفحه وبلاگهای به روزه شده بیان. هر چند دقیقه صفحه اینستاگرام و مدیریت بیانشون رو رفرش میکنن. فکر کنم آدما دقیقا به خاطر همون دلایل بچگیشون که میرفتن سراغ مامانا، آره به خاطر همون دلایل ازدواج میکنن. فقط چون دیگه روشون نمیشه برن پیش مامانشون بخوابن یه آدم تنهای ترسیده مثل خودشون رو پیدا میکنن. همین. اولش کجا بودم؟...

ما را در سایت اولش کجا بودم؟ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 153 تاريخ: جمعه 20 اسفند 1395 ساعت: 21:43

دو ماه پیش بود فکر کنم. آذرماه. سرما یک باره دیوانهوار وسط پاییز چند روزمان را زمستان کرد. مادر حواسش پی لباس ما و گرمای خانه و اینها رفت. یک روز صبح که به پشتبام رفته بود دید همه گلهایش سوختهاند. یادم هست قرار بود برای گلدانها نایلون بخریم. دیر شد. چون مادر همیشه آخرین اولویت خانه است. ادامه مطلب اولش کجا بودم؟...

ما را در سایت اولش کجا بودم؟ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 172 تاريخ: پنجشنبه 12 اسفند 1395 ساعت: 23:52

ما به چهره او در همسران، در خانه سبز، در آن مانتوهای اِپُلدارِ پف کرده عادت کرده بودیم و میدانستیم او چه مادر مهربانی خواهد بود. چه همسر دوست داشتنیای. خیلی سال گذشت تا یک روز شاید چندسال پیش در یک برنامه تلویزیونی مهرانهی میانسال که گرد پیری هم کمکم بر چهرهاش مشخص شده بود نشست و گفت دلش میخواهد مادر باشد. دلش برای مادر شدن تنگ است. ادامه مطلب اولش کجا بودم؟...

ما را در سایت اولش کجا بودم؟ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 172 تاريخ: پنجشنبه 12 اسفند 1395 ساعت: 23:52

سوال آخر برگه زیری اینه که چرا فقط انسان بین موجودات میتواند زمان تلف شده داشته باشد؟ به کسی که بنویسه چون فقط انسان میتواند بلاگر شود ترمش رو بیست میدم حتی! ادامه مطلب اولش کجا بودم؟...

ما را در سایت اولش کجا بودم؟ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 170 تاريخ: پنجشنبه 12 اسفند 1395 ساعت: 23:52

صفحه بندی